بى شک روابط عمومى، مانند سایر رشته هاى علوم انسانى مورد غفلت قرار گرفته است و توسعه روزافزون و ارتباط و اطلاعات در کشور ها، نتوانسته در آن تأثیرى داشته باشد. حتى کشور در حال توسعه ما نیز چنین وضعى دارد. مشکلات و ناکارآیى ادارى در کشور ما پدیده نو و جدیدى نیست و سال هاست که سازمان هاى مربوطه، براى اصلاح ساختارى آنها مطالعه و برنامه ریزى مى کنند، هر چند تاکنون اقداماتى نیز به عمل آمده است. در عصر ارتباطات و اطلاعات در موقعیتى که جامعه متحول ما رو به سوى تکامل دارد و مدنیت را جست وجو مى کند، روابط عمومى از اجزا و عناصر اصلى ارتباطات است و در ایجاد بستر هاى مشارکت ذهنى و عینى نقش نهادى و بنیادى دارد، زیرا جنس و ماهیت مجموعه وظایف و فعالیت هاى آن به طور عمده، (ارتباطى، تعاملى و تبادلى) است. امر مشارکت با مقوله اطلاع رسانى که از مهمترین رویکرد هاى روابط عمومى است آغاز مى شود و بسیارى دیگر از کارهاى اجراى تحقق مشارکت از جمله تمهیدات ترغیبى، همان امور رایج کاربردى روابط عمومى است.
مقتضى نیست که ارتباطات مردم با سازمان ها سرد و عارى از مهر و رغبت باشد، بجاست، که با انجام مطالعات و بررسى هاى لازم اساساً معلوم شود که سازمان هاى ما واقعاً به چه رویه و رویکردى براى تعامل با مردم نیاز دارد؟ یکى از عواملى که در سرنوشت هر گروه و فرد اهمیت و ارزش دارد و آنها را براى رسیدن به هدفشان یارى مى دهد، کیفیت رابطه آنها با افراد و مؤسساتى است که با آن سر و کار دارند.
همچنین، نقش عمده روابط عمومى، کاهش و نزدیک کردن اذهان عمومى به واقعیت در سازمان هاست.
توانایى
شناخت و اقدام آگاهانه، کاربرد اقدامهاى روابط عمومى را افزایش داده و
منجربه تحرک و کارایى آنها خواهد بود. چنانچه به مهمترین عامل اجتماعى
مؤثر، در روابط اجتماعى تبدیل شده و انتظار و نقش هاى برشمرده در وظایف
آنها، آن مهم را پشتیبانى خواهد کرد. درنتیجه آمار سازنده و مرتبط با شرایط
به وجود خواهد آمد.
هراندازه ارتباط در روابط عمومى، بطور مفید، مستقر و شکل مؤثرى گسترش یافته باشد، همان اندازه آن فرد، گروه و مؤسسه در دستیابى به اهداف خود موفق تر مى شوند. امروزه، دستگاه هاى دولتى روز به روز وسیعتر، وظایف آنها سنگین تر و پیچیده تر مى شود، این روند فعالیت گوناگون آنها را متحول کرده و میان مردم و دولت و نیز ارکان دولتى روابط نزدیکتر برقرار مى شود. با توجه به وظایف کلى روابط عمومى در حقیقت مى تواند، در حکم واسطه میان دولت و مردم نقش قابل قبولى ایفا کند. آنها مى توانند، با تنظیم برنامه دقیق به سؤال ها و شک ها و تردید ها پاسخ بدهند.
در ایران، روابط عمومى در دستگاه هاى دولتى زودتر از مؤسسات خصوصى ایجاد شد اما موانع کار مسئولان روابط عمومى هاى دولتى، بیشتر از موانع مأموران مؤسسات غیر دولتى است. به همین خاطر روابط عمومى هاى دولتى باید توجه داشته باشند، مردم براحتى و چندان آمادگى ذهنى براى باور تلقینات و تفاسیر آنان را نخواهند داشت. البته این دیرباورى، اختصاص به مردم ما نداشته بلکه در اکثر کشور ها عمومیت دارد، آنها ناچارند با توجه به این امر مهم برنامه و فعالیت هاى خود را تنظیم کنند.
متصدیان روابط عمومى، باید داراى معلومات وسیعى بوده و از استدلال و کیفیت منطق و تشکیلات مخالف و موافق سازمان متبوع خود آگاه باشند تا بتوانند برنامه هاى خود را تنظیم کنند و فعالیت مخالفان را کم اثر کرده و پیام سازمان خود را به گوش آنها و اکثر مردم برسانند.
اصطلاح روابط عمومى، ترجمه واژه انگلیسى public Relations براى نخستین بار در آمریکا در اتحادیه راه آهن به کار برده شد و در ایران نخستین بار در شرکت نفت به کار رفته و دفترى در آن شرکت ایجاد شد. روابط عمومى را در زبان عربى (العلاقات العامه) ترجمه کرده اند.
تعاریف گوناگونى از روابط عمومى از سوى صاحبنظران، کارشناسان و مؤلفان کتاب هاى این رشته بیان شده است از جمله: رکس هارلو از پیشقدمان روابط عمومى در جهان مى گوید: روابط عمومى دانشى است که به وسیله آن سازمان ها آگاهانه مى کوشند، بر مسئولیت اجتماعى خویش عمل کنند تا بتوانند، تفاهم و پشتیبانى کسانى را که براى توسعه اهمیت دارد، به دست آورند. در این باره انجمن روابط عمومى آلمان مى گوید: روابط عمومى، تلاش آگاهانه و قانونى به منظور تفاهم و استقرار اعتماد و شناخت متقابل با عموم، براساس تحقیق علمى و عملى صحیح و مستمر، میسر است. انجمن جهانى روابط عمومى نیز گفته: روابط عمومى بخشى از وظایف مدیریت سازمان است و عملى ممتد، مداوم و طرح ریزى شده است که از طریق آن افراد و سازمان ها مى کوشند تا تفاهم و پشتیبانى کسانى را که با آنها سرو کار دارند، به دست آورند.
از ابتداى تاریخ بشر تاکنون همواره افراد هوشمندى بوده اند، که این شناخت را در جهت ارتقاى خود با دیگران به کار گرفته اند و نوعى روابط عمومى را در کارهایشان اعمال کرده اند. در تمامى دوره هاى دموکراسى از جمله از جمهورى روم گرفته تا نظام کنونى، رساله ها، مقاله ها، سخنرانى ها و دیگر قالب هاى خطابه به قصد سلطه به افکار عمومى به کار گرفته شده اند.
البته کشور ها و نهاد هاى غیر دموکراتیک هم، این ابزار ها را به خدمت گرفته اند، اما در جایى که امکان بحث و انتقاد وجود ندارد، امکان تعالى به سوى گفت و شنود نیز که ما آن را وظیفه روابط عمومى در مسئولانه ترین و جامع ترین شکل اجتماعى اش مرتبط مى دانیم، نمى تواند وجود داشته باشد. به طور مسلم فعالیت هاى روابط عمومى همیشه دو طرفه است اما در جامعه دموکراتیک افراد درتغییر، تفسیر و بحث درباره پیام هایى که دریافت مى دارند، آزادانه مى توانند در صورت تمایل با پیام هاى دریافتى مخالفت کرده و عکس العمل دلخواه خود را نشان دهد.
نحوه بسیار خوب آن استفاده از مهارت
هاى روابط عمومى براى پیشبرد در دموکراسى جریان انقلاب آمریکاست (توماس پین
و ساموئل آرانه) دو تن از مبلغان بزرگ نویسندگان، سخنرانان، مناظره گران و
سازمان دهندگان این انقلاب بودند. براى توجه افکار عمومى حتى وقایع و
مراسم جدیدى را خلق کردند.
تکیه
انگلیسى ها به قدرت و برترى نظامشان، نادیده گرفتن افکار عمومى و عدم
مقابله با انقلابیون عواملى بودند که به این مبلغان کمک کرد. در پیشبرد
جنبش هاى اجتماعى و نهضت هاى اجتماعى و نهضت هاى اصلاح طلبانه قرن ۱۹ یکى
از مشهورترین آن نهضت جمع آورى اعانه و بسیج افکار عمومى و القاى بردگى
سیاه پوستان بود. بعد از دهه ۱۹۳۰ در بنگاه هاى تبلیغاتى پررونق هالیوود که
به کمال خود رسید، در شیوه زندگى آمریکایى که بتدریج مدیران اقتصادى
گسترده ترى را به فعالیت هاى روابط عمومى عرضه داشت، دگرگونى هایى رخ داد
که گرایش عمده اجتماعى در قرن ۱۹ (صنعتى شدن، شهرنشینى و نوسازى) با تکامل
پیشرفت روابط عمومى، پیوند تنگاتنگ داشته است. مى توان گفت، اصطکاک ناشى از
مقابله یغماگران و روزنامه نگاران افشاگر موجب ایجاد جرقه اى شد که روابط
عمومى نوین را پدید آورد و مردم فهمیدند که قدرت اعتراض به عملیات استثمار
گرایانه تجارى را دارند.
روابط عمومى به مفهوم یک حرفه، در قرن بیستم در آمریکا به وجود آمد با عنوان دفتر تبلیغاتPublicity Bureau یا دفتر مطبوعات Press Bureau نامیده شد. پس از انقلاب صنعتى و پیشرفت صنعت و تکنولوژى، منجر به ایجاد دفاتر روابط عمومى به خاطر نیاز به آگاه سازى و ایجاد برقرارى ارتباط شد.
پس از آن نخستین شرکت روابط عمومى توسط (Ivy Ledbetter Lee) خبرنگار روزنامه (New York World) در شهر نیویورک تأسیس شد.
با آغاز قرن بیستم، فعالیت ها و
راهبردهایى براى پیشبرد امور اتخاذ شد. از تغییرات اجتماعى گرفته تا سرگرمى
که به عنوان بخشى از مفهوم جامع روابط عمومى به حساب مى آید.
در
جنگ جهانى اول با وارد شدن آمریکا به جنگ، متخصصان روابط عمومى فعالیت هاى
گسترده اى را شروع کردند، به طورى که روزنامه نیویورک تایمز، این جنگ را
نخستین جنگ (آژانس هاى مطبوعاتى) لقب داد. بعد از جنگ جهانى اول رونق
اقتصادى در آمریکا موجب توسعه پژوهش بازار و راهبردهاى پیچیده ترى براى
آموزش مصرف کنندگان در تمیزکالا ها شد.
(لى و برینز) و دیگران در این دوران روابط عمومى را رسماً به عنوان یک شغل مطرح کردند و خود را رسماً مشاوران روابط عمومى خواندند. در سال ۱۹۲۹ به لحاظ رکود اقتصادى، بازار بورس شکست خورد، پیامدهاى آن انگیزه هاى مورد نیاز روابط عمومى را براى این که از آوازه گرى و انتشارات صرف فراتر رود و یک ارتباط متقابل راستین میان کسب و کار و مخاطب بر قرار کند، پدید آورد. روزولت رئیس جمهورى اسبق آمریکا در برنامه هاى خود به یک روابط عمومى قوى نیاز داشت. بویژه این که دولت نیز به این نتیجه رسیده بود، که براى تقویت سیاست خود باید از روش هاى روابط عمومى بهره بردارى کند.
در طول جنگ جهانى دوم، یک اداره بزرگ به نام اداره اطلاعات جنگ تشکیل شد. این اداره محل آموزش هاى مهمى براى دست اندرکاران روابط عمومى سال هاى بعد شد. این اداره تنها به خاطر گستردگى رشد، موجب شد که فنون و روش هاى روابط عمومى در ابعاد وسیع ترى شناخته شود و مفهوم روابط عمومى در میان سایر مؤسسات دولتى و غیر دولتى مورد توجه قرار گیرد.
در اواسط ۱۹۵۰ در قلمرو روابط عمومى، پیشرفت هاى فوق العاده اى صورت گرفت. فنون و روش هاى آن در بخش غیر انتفاعى، بیش از این مؤسسات را در شناساندن خدمتشان به مردم و جمع آورى کمک هاى مالى حمایت کرد.
روابط عمومى، در زمینه سیاسى نیز روز به روز به صورت ابزار مهمى در آمد و به نامزدهاى انتخاباتى در آمریکا کمک کرد، (راچه) مدرس روابط عمومى آمریکا بر آن شد که روابط عمومى در پاسخ به مسائل پیچیده گسترش یافته و به صورت یک حرفه در آید. در جهان مملو از پیام هاى گوناگون و در هم تنیده، به کسى نیاز است که این پیام ها را تفسیر و طبقه بندى کند و رابط میان گروه هایى باشد که زبان و ارزش هاى مختلفى دارند و سرانجام تعامل عملکرد روابط عمومى عنصرى نامیده شد که گذار به سوى (سرمایه دارى رفاه) در قرن بیستم را یارى کند.
در چنین اوضاع، روابط عمومى در مقام یک «وظیفه مدیریت» پدیدار شد، وظیفه اى که به نحوى بى بدیل صلاحیت آن را دارد، که میان مخاطبان گوناگون جامعه پیشرفته ما از حق اظهارنظر برخوردار شده اند.
کسى که روابط عمومى را به عنوان یک شغل انتخاب مى کند و مسئولیت انجام وظایفى را در این حرفه مى پذیرد، باید به عنوان یک حرفه به آن نگاه کند و سعى کند مهارت ها و تخصص هاى آن را فرا گیرد و آینده شغلى و پیشرفت اجتماعى خود را براساس آن برنامه ریزى کند.
باید استعداد، آمادگى، ظرافت، تناسب و توانایى فردى، علاقه، اندیشه زایا یا اندیشه خلاق، انگیزه پیشرفت، شهامت و شجاعت داشته باشد، همچنین قدرت تجزیه و تحلیل مسائل محیط کار اصول و فلسفه سازمان را به خوبى بشناسد.
حساس و پر مسئولیت، هوش و زیرکى از خصوصیات فردى است که در روابط عمومى مشغول به کار است.
اعمال مدیریت شایسته در جامعه، در درون شبکه هاى ارتباطى گسترده نیاز به اطلاعات و آگاهى هاى متقن، به روز، واقعى و کارآمد از جامعه دارد. دستیابى به چنین اطلاعات و آگاهى ها نیاز به روابط عمومى قوى و پایدار را محرز مى کند. از عمده وظایف روابط عمومى مى توان به این موارد اشاره کرد:
متصدیان روابط عمومى، باید ضمن آشنایى با عناصر و اجزاى تشکیل دهنده ارتباط یعنى معنى و مفهوم انواع ارتباط از نظر نماد، کلامى و غیر کلامى، به طور کامل از جریان ارتباطى در تبیین اهداف و استمرار و پایدارى وظایفشان شناحت کافى داشته باشند. از جمله مدل ارتباطى که توسط (هارولد سول) دانشمند علوم اجتماعى آمریکا معرفى شده عبارتند از: چه کسى (منبع) چه مى گوید. (پیام) به چه کسى (مخاطب) از چه راهى (رسانه یا حامل) و با چه تأثیرى (عکس العمل) آشنایى داشته باشد.
از آنجایى که روانشناسان اجتماعى معتقدند، تنها درصد کمى از مردم در برابر پیام جدید فعال، جست وجوگر و پذیرا هستند و بیشتر افراد با بى تفاوتى از کنار پیام هایى که نشر مى یابد، مى گذرند و تنها با پیام هایى که بشدت با سرنوشت مادى و معنوى آنها بستگى پیدا مى کند و تأثیر عمیق در حیات اجتماعى، اقتصادى و روانى آنها به جا مى گذارد توجه اکثریت جامعه را به خود جلب مى کند.
مدیران سازمانها، همواره از مسئولان روابط عمومى مى خواهند تا افکار عمومى موجود را براى آنها ارزیابى کرده توزیع دهند و یا در موارد نیاز افکار عمومى مساعد ایجاد کنند و یا افکار عمومى منفى را چنانچه وجود دارد، تغییر دهند شناخت افکار عمومى نحوه شکل گرفتن و راه هاى تغییر آن براى مسئولان روابط عمومى داراى اهمیت است. زیرا آنان را قادر مى سازد با موفقیت تغییرات لازم را در افکار عمومى ایجاد کنند.
روابط عمومى ها روش هاى گوناگونى را به خدمت مى گیرند، تا در جریان افکار عمومى سازمان خود باشند، ضمناً آن را هدایت کنند که پاره اى از آنها ساده و پاره اى دیگر پیچیده هستند. در حرفه روابط عمومى و ارتباطات، منظور، تبلیغ به کارگیرى فن، ترغیب، تشویق و استفاده صحیح و مؤثر از همه تکنیک هاى ارتباطى، جمعى، فردى و گروهى است.
اقدامات و فعالیت هایى که از سوى روابط عمومى انجام مى گیرد به ۲ دسته تقسیم مى شوند: نخست، فعالیت هایى که از قبل پیش بینى و برنامه ریزى شده و با بررسى طرح هاى اجرایى با آمادگى به اجرا در مى آیند. دسته دوم، آن سرى از فعالیت ها و اقدامات اجرایى است که بنا به نیاز و براساس مصلحت روز، ضرورت اجراى آن وجود دارد در اجراى هر برنامه کلى، عمومى، یا جزئى و مقطعى روابط عمومى ها چهار مرحله وجود دارد که طى صحیح و منظم این مراحل، موفقیت اقدامات روابط عمومى ها، را تضمین مى کند و از آغاز تا پایان یک چرخه (سیکل بسته) را تشکیل مى دهد: (تحقیق، تهیه برنامه، ارتباط، ارزیابى) در حقیقت طبیعت تشکیل روابط عمومى به علت اقتضاى مبرم زمان، براى راهنمایى و رهبرى افکار عمومى است.
میدان وسیع و امکانات ارتباطى متعددى در دسترس مسئولان روابط عمومى قرار دارد که مى توان مؤثرترین و کارآمدترین آنها را در موارد لزوم به خدمت در آورد، این امکانات و اقدامات بنا به طبیعت و ماهیت دریافت آنها، از سوى مخاطبان به سه دسته تقسیم شده اند:
در میان وسایل و امکانات روابط عمومى، تاکتیک نوشتارى از همه متداول تر و مهمتر است. مثل: اطلاعیه خبرى، نشست خبرى، مهمانى و مسافرت هاى مطبوعاتى، مصاحبه ها و اداره جلسه ها.
عصر جدید، شاید انتقال دیدگاه هاى مدیران به فراسوى سازمان ها باشد، اگر در زمان (تیلور) پدر مدیریت علمى، توصیه به مدیران، این بود که سازمان هایشان را بهره ور نگه دارند و اگر در مکتب روابط انسانى، مدیران به ارضاى نیازهاى روحى و روانى کارکنان تشویق مى شدند، هم اکنون الزام و موقعیت جامعه، مدیران را متوجه محیط هاى خارج از سازمان هایشان ساخته است و وسایل محیطى را در دستور کار مدیران قرار مى دهد و توصیه مى کند، باید تفکرات محدود و جزء نگر را کنار گذاشته و اندیشه اى قوى در این باره پیدا کنند.
این تحقق، به مسئولیت اجتماعى منجر نخواهد شد، مگر این که در راه تحقق آن مهارت ها و تخصص در این زمینه به صورت فعال به کار گرفته شود، لذا روابط عمومى ها، موظف به فراهم آوردن تسهیلاتى براى حضور و تماس مردم، با نهاد مربوطه از طریق مختلف هستند. همچنین خارج از مسائل و مشکلات مردم نسبت به سایر مراکز بویژه مراکز هم سنخ نهاد مربوطه آگاهى داشته باشند و ضرورتاً اقدام به تشکیل جلسات کوچکترى با ترکیب مسئولان نهادهاى هم سنخ کنند.
هم اکنون مردم هوشمند و پویاى جامعه در سازمان هاى دولتى و خارج از دستگاه هاى دولتى، درباره ضرورت وجود یک(واسطه و رابطه) میان دولت و مردم توافق نظر دارند، تا مردم و دولت تبادل نظر داشته باشند.
برقرارى ارتباط و انتقال پیام ها، هسته مرکزى و کانون اصلى فعالیت هاى روابط عمومى را تشکیل مى دهد. مسئولان روابط عمومى باید به خوبى وسایل و کانال هاى ارتباطى موجود در جامعه را بشناسند و نسبت به کارکرد هاى آنها آگاهى کامل داشته باشند. چرا که هنگامى که نیاز ارتباطى احساس شد به خوبى بتوانند تصمیم بگیرند، که کانال یا کانال هاى موجود در جامعه را به کار گیرند. همه مسئولان روابط عمومى که مسئولیت ارتباط با وسایل ارتباطى را به عهده دارند، باید به این اصل مهم و کلى واین واقعیت واقف باشند و آن را در فعالیت ارتباطى خود به عنوان محور اصلى در نظر بگیرند، در برخورد با خبر نباید به صورت انفعالى عمل کنند و منتظر نشوند تا با پیش آمدن رویدادى خبر آن را تهیه کنند، بلکه هنگامى که لازم بود خبر را بیافرینند، مبتنى بر صحت و دقت باشد، برحسب تشخیص و خط مشى سازمان مى توانند، با مسئولان برنامه هاى مورد توجه خود ارتباط داشته و با آنان همکارى مقتضى داشته باشند.
به خاطر این که مسئولان روابط عمومى بتوانند، وظایف خود را بدون مواجه شدن با مشکلات و بر خورد با قوانین انجام دهند باید با آیین نامه هاى اجرایى و مقررات دولتى که به خوبى با کار آنها در ارتباط است، آشنا باشند.
آثار تبعى و تأثیرات سوء کارهاى خلاف قانون و مقررات مسئولان روابط عمومى به ۲ دلیل گسترده بوده و خبر ناشى از آن در سرنوشت سازمان و … بسیارجدى خواهد بود. این دلایل عبارتند از:
در این باره مواردى که باید به آن حساس بود و مورد دقت قرار گیرد، عبارتند از:
لازم به اشاره است، بخش حقوقى سازمان ها موظف هستند کارکنان روابط عمومى را نسبت به آثار و تبعات حقوق اقداماتشان آموزش دهند بخاطر این که مسئولان روابط عمومى مسئول حفظ حقوق مؤسسه در برابر وسایل ارتباطى و افکار عمومى هستند، در نتیجه همکارى و هماهنگى این ۲ بخش موردنیاز مدیریت هاست.
در ابتدا واحدهایی تشکیل شدند که عموما
به انتشار اخبار در مطبوعات، تهیه بریده جراید، تنظیم آگهی ها، فراهم کردن
گردهمایی ها و انجام سخنرانی ها و فعالیت های مشابه می پرداختند و مسئولین
این ادارات بیشتر از نویسندگان و شعرا و خطبا انتخاب می شدند. وزارتخانه
ها، نهاد ها، تشکیلات و تاسیساتی که پس از مشروطیت به وجود آمدند در برابر
مجلس، مطبوعات، مردم و افکار عمومی مسئول پاسخگو بودند. مدیران و مسئولان
آنها برای ادامه کار نیاز داشتند تا با مردم ارتباط دو جانبه برقرار کنند و
به اطلاع دادن و آگاه کردن آنان بپردازند، به حرف هایشان گوش دهند و به
اقناع و ترغیب و تبلیغ برای آنها مبادرت ورزند.این روند تا آنجا ادامه یافت
که از اوایل قرن حاضر (دهه دوم قرن بیستم) در تشکیلات وزارتخانه های
ایران اداره، دفتر یا واحدی به نام «دفتر تشکیلات» پدید آمد که بعدا «دفتر
انتشارات و اطلاعات» و پس از جنگ اول جهانی «دفتر انتشارات و مطبوعات» و یا
«دفتر انتشارات و تبلیغات» نام گرفت.
روابط
عمومى در ایران قبل از انقلاب، در شرکت نفت پا گرفت. آنچه ما اکنون به
عنوان روابط عمومی، چه از نظر اصطلاح و چه از نظر حرفه ی روابط عمومی باز
می شناسیم، برای نخستین بار در شرکت نفت ایران پدیدار گشته است. در شرکت
سابق نفت ایران وانگلیس تا سال 1330 یک دفتر اطلاعات و مطبوعات وجود داشت و
این دفتر رابط بین این شرکت و مطبوعات بود. پس از ملی شدن صنعت نفت، دفتری
تحت همان عنوان در شرکت ملی نفت ایران تشکیل گردید و عنوان همین دفتر بود
که بعدا به روابط عمومی تبدیل شد.
از اواسط دهه ی چهل، دو واقعه موجب اشتهار و رسمیت یافتن روابط عمومی شد. ابتدا سازمان امور اداری و استخدامی کشور روابط عمومی را در طرح ها و برنامه های تشکیلاتی خود برای سازمان های دولتی منظور و ملحوظ نمود و دیگر تاسیس دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی و گشایش رشته روابط عمومی بود که این دو رخداد موجب رسمیت یافتن دفاتر و واحدهای روابط عمومی در تشکیلات اداری سازمان های مختلف کشور و اشتهار و عمومیت این عنوان شد و امور جاری روابط عمومی ها، با تهیه و تدارک ابزار فنی و هنری جدید، جدی تر دنبال گردید و طولی نکشید که کارایی ها و نفس وجودی آنها در همه جا به عنوان یک ضرورت احساس شد.
نخستین همایش روابط عمومى در ۳۰ آذر ماه ۱۳۴۳ در آبادان و دومین همایش در ۱۳ مهر ۱۳۴۴ در کرمانشاه برگزار شد. پس از تشکیل واحدهاى روابط عمومى در ایران، نیاز به آموزش مسئولان روابط عمومى و کارمندان این واحد ها احساس شد. نخستین بار تشکیل کلاس هاى کوتاه مدت آموزش روابط عمومى در وزارت اطلاعات و جهانگردى سابق شکل گرفت و پاره اى از وزارتخانه ها مثل، امور خارجه آموزش آن را به کارمندان و وابستگان خود در اکثر کشورهاى خارج رأساً با تشکیل دوره هاى کوتاه مدت شکل دادند.
در سال ۱۳۴۵ مطالعاتى درباره تشکیل دانشکده روابط عمومى صورت گرفت و در سال ۱۳۴۶ منجر به تشکیل مؤسسه عالى مطبوعات و روابط عمومى شد. پس از انقلاب اسلامى در دانشکده علوم اجتماعى دانشگاه علامه طباطبایى در رشته کارشناسى علوم اجتماعى با گرایش علوم ارتباطات به جاى رشته روابط عمومى پدید آمد.
در زمینه روابط عمومى تاکنون چند کتاب انتشار یافته است که به برخى از آنها اشاره مى شود: روابط عمومى، نوشته على اکبر دیباج. مدیریت روابط عمومى، نوشته دکتر حمید نطقى. روابط عمومى، نوشته دکتر رضا امینى. چگونه روابط عمومى کنیم، نوشته مسعود برزین و تئورى و عمل در روابط عمومى و ارتباطات نوشته على میر سعید قاضى.
پس از انقلاب اسلامى، دفاتر عمومى به جهت نیاز و ضرورت و اطلاع رسانى و جبران کمبود فعالیت تبلیغاتى، دست اندرکاران را واداشت تا براى تجدید حیات و فعال کردن روابط عمومى ها، اقدام هایى را به اجرا در آورند. نخستین همایش در این باره به همت وزارت ارشاد اسلامى در چهارم شهریور ۱۳۶۳ با شرکت رؤساى روابط عمومى واحد هاى دولتى به مدت سه روز برگزار شد. در این همایش با تشکیل کمیسیون هایى، هدف و جایگاه، اصول وظایف روابط عمومى را تدوین و به این همایش پیشنهاد کرد.
وجود روابط عمومى مؤثر و کارا در هر کشورى، بستگى به برداشت و اطلاع همگانى از جمله مدیران سازمان ها از روابط عمومى، میزان مهارت تجزیه و تحلیل و تسلط تخصصى مسئولان روابط عمومى، کیفیت رابطه بین رسانه هاى همگانى با روابط عمومى دارد.
نخستین انجمن روابط عمومى در ایران با کمک و پشتیبانى شرکت ملى نفت ایران و رئیس روابط عمومى این شرکت، در اسفند ۱۳۴۶ تأسیس شد و به عضویت انجمن جهانى روابط عمومى در آمد که هدف این انجمن شناساندن فلسفه و روح روابط عمومى و تبیین آن در جامعه و بالا بردن ارزش کیفى فعالیت آنها در زمینه برقرارى ارتباط و امکان تبادل تجارب میان آنهاست.
بتدریج که جامعه پیچیده تر شد و حرفه ها به سوى تخصصى شدن پیش رفت، روابط عمومى نیز با آن گام بر داشت. امروزه در بنگاه هاى روابط عمومى و ادارات آن درون سازمانى از جمله، بخش هاى ایجاد شده که به روابط مالى، روابط صنعتى و روابط بین الملل مى پردازد. بخش هایى نیز از روابط عمومى که تخصصى شده از قبیل، پژوهش، ارتباطات، سخن پراکنى، نگارش، انتشارات و غیره اختصاص یافته است.
با وجود این بسیارى از بنگاه هاى عمومى با ادغام در بنگاه هاى تبلیغات تجارى، استقلال خود را از دست مى دهند. بسیارى از ادارات روابط عمومى درون سازمانى از طریق قطع رابطه سنتى خود با تبلیغات تجارى، بازاریابى و یا ادارات مختلف، خود مختارى بیشترى به دست آوردند. دنیاى روابط عمومى ممکن است، براى اغلب افراد مبهم به نظر برسد و براى بسیارى از مردم حکم فعالیت داشته باشد در صورتى که روابط عمومى با نظام هاى دیگر در ارتباط است و مى تواند براى هر یک از بخش هاى یک سازمان جامعه تأثیر بگذارد، گر چه سازمان ها، بدون روابط عمومى نیز مى توانند امور خود را بگذرانند، کسى که از روابط عمومى به طور مؤثر و مفیدى استفاده مى کند، تمامى عناصر یک حرفه بویژه عملکردها را تکمیل مى کند.
از جمله آنها مهمترین اثر آن چگونگى ارتباط مؤثر در جامعه خواهد بود از آنجایى که آمادگى در هر معقوله یک اصل ضرورى است، روابط عمومى ها به خوبى مى توانند در این اصل مهم بویژه زمان (مدیریت بحران) نقش مهمى را ایفا کنند در حقیقت نقش چند وجهى و پر نفوذ روابط عمومى در فرایند توسعه، امروز شناخته شده است. مقوله روابط عمومى به عنوان حرفه، دانش و هنر با کارکردهایى چون اطلاع رسانى مبتنى بر اطلاع یابى، نظرسنجى، مشاوره، سخنگویى، مدیریت و جایگاهى به مثابه منبع اطلاعات، مرجع مراجعات و وضع برقرارى ارتباطات و مناسبات انسانى در سازمان تعریف و شناخته خواهد شد.
روابط عمومى، اصالتاً مبتنى بر ۲ مقوله اطلاع رسانى و متقاعد سازى است. به طور کلى این مقوله و مجموعه ارتباطى تأثیرگذار محسوب مى شود، لذا ضرورتاً باید آن را به خوبى شناخت و نحوه استفاده کاربرد از آن را فراگرفت. هم اینک، دبیرخانه شوراى عالى اطلاع رسانى دولت در راستاى ضرورت انجام این مهم، یعنى آموزش و باز آموزى فنون روابط عمومى را فراهم نموده است. امروز که روزگار پر تحول و پیچیده و نوگرایى است، براى اثبات کارایى روابط عمومى ها، باید مجموعه سازمان متبوعه خود را با کارهاى مناسب و جدید کامیاب کنند. چون دست اندرکاران روابط عمومى بر خلاف پزشکان، حقوقدانان و حسابداران و سایر متخصصان اغلب در تعریف موضوع کار خود مشکل دارند و این مشکل از آنجا ناشى مى شود که کار این گروه صورت هاى گوناگونى به خود مى گیرند و زمینه هاى مختلفى را شامل مى شود لذا ضرورت دارد دولت و مجلس در به کارگیرى روابط عمومى به دلایل گفته شده وظیفه مدونى را تدوین کنند تا روابط عمومى ها از حالت تشریفات به جنبه هاى تأثیرگذار خود هدایت و ملزم شوند.
بروز تغییر واقعیتی است که روابط عمومیها با آن روبهرو هستند. توجه به «مدیریت تغییر» موجب شده تا روابط عمومیها امروزه موقعیت بهتری نسبت به گذشته در سازمانها داشته باشند. مدیریت تغییر (Change Management) از سرعت بخشیدن به نحوه انجام کارها سخن نمیگوید، بلکه هدف، تغییر نگرش در نحوه انجام کارهاست.
پیوسته از سوی محیطهای برون سازمانی و
درون سازمانی، شوکهایی بر روابطعمومیها وارد میشود که اغلب ناشی از رشد
فناوریها یا عملکرد خود سازمانهاست. از این رو روابطعمومیها در جریان و
مسیر رودخانهای قرار گرفتند که آنها را به سمت دریایی بزرگ میکشاند. اگر
خود را با جریان آب رودخانه همسو کردند و توانستند تغییر را در سازمان
ایجاد کنند، موفقند وگرنه خلاف جریان آب شنا کردن بیفایده است.
حال
این تغییر را از کجا شروع کنیم؟ اگر به روشهای اجرایی خود در امور جاری
روابطعمومی به دیده تردید بنگریم که «آیا این کاملترین و بهترین روش است
که به کار بردهام یا راههای بهتری هم وجود دارد؟» این «تردید»، نقطه شروع
در مدیریت تغییر در روابطعمومیهاست.
شاید به کارگیری فناوری در امور جاری روابطعمومی را بتوان شروع مناسبی برای مدیریت تغییر دانست. اما برای به وجود آوردن این تغییر باید فرایندی طی کرد. فرایند تغییر در روابطعمومیها از جایی آغاز و طی برنامهای منظم و منسجم، در جایی پایان میپذیرد، یعنی کاملاً سیستمی و منطبق بر فرآیند است. این همان شرط رسیدن به یک روابطعمومی ایدهآل و مطلوب است. وقتی تفکر تغییر برای روابطعمومی یک سازمان پدید آمد شاهد افزایش کارآیی و اثربخشی پیامها خواهیم بود.
«کورت لوین» همان نام آشنایی که اصطلاح «دروازهبان خبری» را به واژگان ارتباطات و رسانه افزوده است، برای ایجاد تغییر سه مرحله را در نظر میگیرد:
همچنین نظریه پردازان مدیریت تغییر، مراحلی را برای ایجاد تغییر ذکر کردهاند که بدین شرح است:
اینکه چه چیز را میخواهیم تغییر دهیم؟ هدف ما از این تغییر چیست؟ با این تغییر به کجا میخواهیم برسیم؟ چگونه تغییر ایجاد میشود؟ چه کسانی حمایت و چه کسانی مشارکت میکنند؟ ما باید چه کنیم و به چه امکانات و بودجهای نیازمندیم؟ همه سؤالهایی است که هر روابطعمومی باید در آغاز کار پاسخ آنها را داشته باشد.
مدیریت تغییر، تغییر در تفکر و دیدگاههاست. هر تغییر را میتوان مترادف با فرصتی برای رشد و پیشرفت دانست، اما این تغییرات برای کارکنان در نگاه اول یک تهدید به شمار میرود. عمدتاً کارمندان تغییر را با ترس میپذیرند، اما لازمه مدیریت مناسب این تغییرات، هماهنگ کردن نیروی انسانی در یک جهت و رمز دستیابی به این هماهنگی شفافیت در ارتباطات است.
از سوی دیگر در روابطعمومیها، تغییر در «محتوا» بسیار حائز اهمیت است. بکارگیری شیوههای جدید در ارایه محتوای پیام، از مواردی است که براساس نوع مخاطب و گوناگونی نوع رسانهها صورت می پذیرد. لازم است در این فرایند ارزش افزودهای برای روابط عمومی ایجاد شود. به عنوان مثال، با بکارگیری خصلت فرامتنی یا hyper text در اینترنت و استفاده از «لینکها» امکان ارایه اطلاعات اضافه و تکمیلی به کاربر در سایت فراهم میشود. این اطلاعات می تواند به صورت متن، تصویر، صوت و یا قطعهای از فیلم باشد.
در تفکر مدیریت نوین مطرح شده است که هیچ وقت نباید متوقف شد، مرتب باید به جلو رفت و هیچگاه نباید از شرایط خود راضی باشیم، رقبایمان از ما سبقت میگیرند، پس همواره باید در حرکت بود و به طور مستمر در اندیشه بهبود و نوآوری باشیم.
کلام آخر اینکه، روابطعمومی بخش مهمی از یک سازمان است که وظایفی همچون اطلاعرسانی، اطلاعیابی، پاسخگویی، شناخت «افکار عمومی»، شناخت و تجزیه و تحلیل «نقاط قوت و ضعفها و فرصتها و محدودیتها» را بر عهده داشته و در پی آن است تا با پیشگیری از محدودیتها، بهترین استفاده را از فرصتها برای تحقق اهداف سازمان ببرد. با محقق شدن مدیریت تغییر، روابطعمومی از مدیریت اجرایی خارج شده و در جایگاه مدیریت استراتژیک قرار میگیرد. روابطعمومیهای تغییر یافته، حتی مدیریت ریسک را هم میتوانند به طور جدی مورد توجه قرار دهند. اینگونه است که یک روابطعمومی از حالت ایستا میتواند به یک روابطعمومی پویا تبدیل شود.

مقدمه
از ضرورت های عصر جهانی شدن، نیاز به آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم و تعلیم وتربیتی است که افراد جامعه را برای رویارویی با چالش های زندگی در حال تغییر و غیر قابل پیش بینی آماده سازد، یکی از مهمترین چالش های عصر جهانی شدن در سطح کلان، نفوذ پذیری مرزها و انتشار بی حد و مرز پیام های رسانه ای در جوامع است و در سطح خرد نیز دیگر، دیوارهای منازل چارچوب انحصاری و شخصی شهروندان محسوب نمی شوند بلکـه فضـایی بـرای نفـوذ امـواج رسانهای هستند. در شرایط فوق، چگونه می توان زمینه های شناختی و انگیزشی لازم را در شهروندان ایجاد کرد تا بـه صورت خود انگیخته نسبت به محتوا و عملکرد رسانه ها واکنش نشان دهند و در مواجهه خود با رسانه ها و محتوای آن از راه تحلیل و تعمق، معنا بخشند.(مایرز،7،1386)
سواد رسانه ای
امروزه سواد رسانه ای، مهارتی پر کاربرد و اساسی برای شهروندان عصر فناوری اطلاعات و دیجیتال محسوب می گردد و مخاطبان فعال رسانه ای نقش مهمی در بالا بردن مزیت رقابتی پایگا ه های خبری دارا می باشند . نصیری(1384)
اصطلاح سواد رسانه از برای اولین بار توسط مک لوهان در سال 1965 و با هدف تغییر نگرش مخاطب رسانه مورد استفاده قرار گرفت. پروفسور کاظم معتمدنژاد، سواد رسانه ای را نوعی درک متکی بر مهارت می داند که می توان بر اساس آن ماهیت انواع رسانه ها و تولیدات هر یک را از یکدیگر تفکیک نمود و بر میزان سنخیت پیام محتواها با عدالت اجتماعی قضاوت نمود.
صاحب نظران معروف کانادایی نقطه نظراتی را مطرح کرده اند؛ پات کیپینگ معتقد است: « سواد رسانه ای از شما شهروند بهتری می سازد.» وی در ادامه می افزاید؛ افرادِ دارای سواد رسانه ای به این مسـئله توجـه دارنـد کـه رسانه ها برای انتقال دیدگاه ها، اطلاعات و اخبار بسیار ظریف و پیچیده عمل می کنند. همچنین این افراد می دانند که از تکنیک ها و شیوه های خاصی برای خلق پیام و تحت تاثیر قرار دادن احساسات و عواطف استفاده می شـود .
سواد رسانه ای می تواند تکنیک های هدف گذاری شده را شناسایی کند. افراد دارای سواد رسانه ای مـی تواننـد در ایـن باره بحث و تبادل نظر کنند که چه کسی یا کسانی در رسانه ها ذینفع هستند و چه کسی یـا کسـانی کنـار گذاشـته و نادیده گرفته می شود و به چه دلیل این اتفاق می افتد. افراد دارای سواد رسانه ای منابع مختلف اطلاعات وسرگرمی ها را جستجو می کنند و از رسانه ها بر اساس نیازهای اطلاعاتی خود بهره مند می شوند. آنها مـی داننـد در مواجهـه بـا رسـانه چگونه عمل کنند تا اینکه بخواهند اختیار عمل خود را به رسانه ها واگذار نمایند. از این نظر افراد دارای سواد رسانه ای، شهروندان بهتری هستند.
با توجه به آن چه گفته شد، کارکرد اصلی سواد رسانه ای به عنوان یکی از مهم ترین پدیده های عصر اطلاعات ؛ کمک به مخاطب برای افزایش سطح دانش و اطلاعات و حضور فعالانه در تولید و تفسیر پیام ها تعریف می گردد.
باری دونکان، عضو انجمن سواد رسانه ای کانادا، سواد رسانه ای را پاسخی به حل مشکلات ناشی از رسانه ها می داند . به زعم وی این پروژه بایستی به عنوان بخشی از واکنش های آموزش مدارس نسبت به خشونت و آسیب های رسانه ای درنظر گرفته شود.
دونکان به دلایلی نظیر: نقش مسلط رسانه بر حیات فرهنگی و سیاسی، قدرت بالای خلق مدل های ارزشی و رفتاری توسط رسانه، قابلیت و استعداد رسانه بر تربیت مخاطب منفعل و مجذوب؛ کسب سواد رسانه ای را ضروری می داند.
مطبوعات و خشونت
از جنبة نظر تاریخی انتشار اخبار خشونت آمیز و منازعات جهانی مدتهاست کـه مـورد توجـه قرار دارد. اگر وسایل ارتباط جمعی نبود، سالها طول می کشید تا از جنگ های داخلـی آمریکـا مطلع شویم.
خشونت در مطبوعات؛ عملاً ورود خون به مطبوعات (Une la a Sang ) از سال 1836 میلادی آغاز شد. روزنامة نیویورک هرالد در تاریخ 16 آوریل 1836 گزارشی با مضمون منتشر کرد: “الن جوویـت بـه وسیلة عاشقش کشته شد.” گزارشی که در محل وقوع حادثه تهیه و تمام جزئیات آن از حضـور پلیس در محل و سؤال و جوابهای افراد یادداشت و منتشر شد(kayser,1955:107) .
یکی از نخستین بحث ها و مجادلات در روزنامه، به زمان ریاست جمهوری آبراهام لیـنکلن(Lincoln (Abraham باز می گردد. دورانی که صحبت از لغو برده داری در ایالات متحده بـود و مطبوعات نقش بسزایی در این مجادله داشتند. روزنامة تریبیون یکی از مطبوعاتی بود کـه خـود را درگیر ایـن موضـوع کـرد و در یکـی از سـرمقاله هـای خـود بـه تـاریخ 20 اگوسـت 1862 تحت عنوان “دعای 20 میلیون نفر” جنجال بزرگی برپا کرد. (Emery,1962:286) در روز 14 آوریل 1865 خبر تأسف انگیزی از خبرگزاری آسوشیتدپرس مخابره شـد با مضمون: واشنگتن، جمعه، 14 آوریل 1865” :رئیس جمهور شب گذشته در تئـاتر هـدف گلولـه قرار گرفت و احتمال میرود که کشته شده باشد.” (همان: 312(
روزنامة لوپوتی ژورنال، اولین روزنامة یومیه فرانسه، چند روز به طور پیـاپی کشـتار جمعـی اعضای یک خانواده را که توسط شخصی معروف به تروپمان به قتل رسیده بودند، منتشر کرد. واقعه در سال 1869 روی داد و این روزنامه جریان ماوقع را در سه صفحه به چاپ رساند. روز پس از اعلام این جنایت در آن شمارة روزنامه، تیراژ به 403 هزار و 950 نسخه افزایش یافت و سپس با یافتن هفتمین جسد تیراژ به 448 هزار و 300 ،و با پیدا شدن جسد هشتم به 467 هزار رسید، رقمی که تا آن تابستان در فرانسه سابقه نداشت. (kayser,1955:108)
بدین ترتیب رسوایی ها و جنایت در سطح کشـورها یکـی از عوامـل افـزایش تیـراژ شـد و نشریات برای این منظور بیشتر به سمت اینگونه رویدادها رفتند. در این میان یکی از عوامل تأثیرگذار بر ورود انبوه اخبار خشونت آمیز به مطبوعـات، جنـگ اول جهانی بود. اهمیت ایـن جنـگ در تـاریخ مطبوعـات حـائز اهمیـت اسـت چراکـه هیئـت روزنامه ها و روزنامه نگـاری را دگرگـون سـاخت و بـه نحـوی خشـن مـانع از رشـد و تکامـل مطبوعات شد.
تبلیغات شدیدی برای رژیم های حاکم بر آنها صورت می گرفـت کـه سـدی در برابر اندیشه های آزادی خواهانه بود. با این حال این جنگ برای مطبوعات دو ویژگی مثبت نیـز داشت: افزایش تیراژ و تمرکز مؤسسات مطبوعاتی.
قدیمی ترین انتقادی که بارها و بارها تکرار شده، نسبت به روزنامـه هـایی اسـت کـه اخبـار تحریک کننده یا احساس برانگیز منتشر می کنند. مطبوعاتی که چنین رویدادهایی را منتشر می کنند جامعه را به زحمت می اندازنـد و زمـانی این اخبار حادتر میشود که ارزش های اجتماعی برهم خورده و مغشوش می شود. نمونه هایی از ایـن شـیوة روزنامـه نگـاری پنـی پـرس journalism)penny press ) در دهـة 1830 توسـط جیمزگوردون بنت ، روزنامه نگاری زرد (yellow journalism) توسـط جـوزف پـولیتزر و ویلیـام راندولف هیرست در اواخر قرن نوزدهم و آنچـه کـه در دهـة 1920 روزنامـه نگـاری خشـن و جنجالی نام گرفت، شروع به فعالیت کردند.
تحقیقی در روزنامه ها و هفته نامه های بریتانیا دربارة انعکاس اخبار مربوط به تجاوز نشان داد که طی سال های 1951 تا 1985 این مورد در روزنامه ها نیز افزایش یافتـه اسـت.
طی سالهای 2010 تا 2012 پژوهش هـای صـورت گرفتـه در روزنامه های کانادایی نشان داد که روزنامه ها سـعی دارنـد تـا محرومیـت هـای اجتمـاعی مـردم بی خانمان را نشان دهند و به سمت رد کردن ورود آنها به عنوان شهروندهای معمولی باشند .
به نظر می رسد این نحوة برخورد برای وادار کردن آنها به تحرک و تغییر دادن نحوة زنـدگیشـان ( 48 (Schneider, 2013: است .
در مطبوعات برخورد و خشونت در سه شکل موجود است. ارزش برخورد بـرای انتخـاب رویداد و تبدیل آن به خبر، استفاده از تصاویر و عکسهایی که اصطلاحاً فجیع نامیده می شـوند؛ و استفاده از واژگانی که به رویدادها جهت می دهند.
ارزش برخورد
اساساً هرگونه رویدادی که حاوی کشمکش، درگیری و اخـتلاف میـان افـراد، گروه ها، ملت ها و حتی حیوانات با یکدیگر در طبیعت باشد را شامل مـی شـود. برخـوردی کـه می تواند جسمانی، فکری و ایدئولوژیکی باشد.
روزانه ده ها گزارش و خبر حاوی ایـن بعـد در مطبوعات دیده مـی شـود؛ سـرقت، تصـادف، قتـل، سـیل، جنـگ ، طوفـان، زلزلـه، اعتصـاب، سوءاستفادههای مالی، جدالهای سیاسی، تظاهرات و بسیاری وقایع دیگر. اما اهمیت این ارزش از آنجا ناشی میشود که باعث برهم خوردن توازن موجود در جوامع میشود.
عکس های فجیع
عکس لحظه ها را ثبت می کند، لحظـه هـایی تلـخ و شـیرین. گـاه گیـرا و بـه یادماندنی و زمانی خارج از معیارهای خبری که نمـی تـوان بـه سـادگی از آن هـا گذشـت. ایـن تصاویر به عنوان عکسهای فجیع شناخته شده اند. این نوع عکس ها لحظات غیر متعارف زندگی بشری را ثبت می کننـد و بیننـده را بـه خشـم، نفرت و حتی جنون می کشاند. هرچند چاپ این نوع عکس ها موافقان و مخالفانی در مطبوعات دارد اما با این حال در زندگی هر روزه انسان کم نیست.
تغییر جهت در افکارعمومی
تحریک و به هیجان آوردن افکـارعمومی بـرای اجـرای سیاسـتی خاص امری متداول در مطبوعات شده است. این عمل به خبر سمت و سو می دهد. بـرای درک بهتر موضوع باید به بار معنایی واژگان توجه داشت. کلمات یک معنای حقیقی و یک بار عاطفی ویژه را با خود به همراه دارند. در این مورد نقش مخاطب و تعبیر او از واژه نیز اهمیت می یابد.
شهروندان و سواد رسانه ای
برای ارتقاء نقش شهروندی و مشارکت فعال و موثر آنان در عصر جهانی شدن، فهماندن تدریجی سواد رسانه ای به آنان ضرورتی اساسی و اجتناب ناپذیر است. چرا که سواد رسانه ای به دنبال قدرتمند کردن شهروندان و تغییر دادن ارتبـاط غیرفعالانه آنان با رسانه و تبدیل آنان به ارتباط گرانی فعال و پویا است.
سواد رسانه ای شهروندان را قادر می سازد تا بـا شیوه ها، دستورالعمل ها وساختار فرهنگ رسانه ای بیشتر آشنایی پیدا کرده و آن را مورد چالش قرار داده و به راحتـی تسلیم پیام های رسانه ای نشوند. با توجه به آنکه شهروندان عصر جهانی شدن در یک محیط رسانه ای زندگی می کننـد ضرورت دارد تا با کسب مهارت ها و تکنیک های جدید، تعامل موثرتر و عمیق تری با لایه های مختلف پیام های رسانه ای داشــته باشــند و مهــارت هــای ارتبــاطی و فهــم رســانه ای اشــان را در اســتفاده صــحیح تــر از رســانه هــا ارتقــاء بخشند. (روگو، 2009،72)
آنچه که در مورد فراگیری سواد رسانه ای اهمیت دارد آن است که بدانیم سـواد رسـانه ای صـرفا "منـع " شـهروندان از پیام های ناخواسته رسانه ای نیست. اگر چه برخی گروه ها سعی در ترغیب خانواده ها به خاموش کـردن تلویزیـون خـود دارند ولی حقیقت این است که رسانه چنان با فرهنگ محیط اجتماعی افراد عجین شده که حتی اگر شما تلویزیـون را هم خاموش کنید نمی توانید از فرهنگ رسانه ای امروز فرار کنید. زیرا پیام ها مثل اکسیژنی تنفس می کنیم ما را احاطـه کرده است و دیگر رسانه ها صرفا بر فرهنگ ما تاثیر نمیگذارند بلکه خود فرهنگ ما هستند. (باکینگهام،18،2003)
بنابراین، سواد رسانه ای کمک به شهروندان است که دانش کافی، تفکر انتقادی و سواد لازم را از تمام اشـکال رسـانه ای کسب کرده تا بتوانند آنچه را که می بینند، می شنوند و می خوانند، خود تحلیل و کنترل کنند پـیش از آنکـه از سـوی رسانه ها کنترل شوند.
برای فهم رسانه ای نیازی به حفظ کردن حقایق یا آمار درباره رسانه نیست بلکه لازم است که یاد بگیریم چطور درباره آنچه که می بینیم و می خوانیم و می شنویم، سوالاتی درست و سنجیده مطرح سازیم. لن مسترمن، نویسنده و مدرس، سواد رسانه ای را "خودشکوفایی در تفکر انتقادی" و یا "توانایی تفکر کردن درباره خـود " مـی نامـد.
جمع بندی و نتیجه گیری
همزمان با ورود به قرن 21 سیستم های اطلاعاتی و ارتباطاتی به طور فزاینده ای دچار پیچیدگی و همـه جانبـه گرایـی شده اند. این پیچیدگی ها موجب شده اند تا پیام های تولید شده توسط رسانه ها، مخاطبان خود را در گوشه و کنار جهـان دچار نوعی سردرگمی و تردید در انتخاب پیام ها کنند. به عبارت دیگر، در عصر جهانی شدن و بـا توجـه بـه گسـترش ارتباطات و فن آوری های اطلاعاتی و افزایش خروجی های رسـانه ای مباحثـات جـدی پیرامـون گسـترش مهـارت هـای مدیریت و مهارت های اطلاعاتی مطرح شده است.
آگاهی یافتن درباره استفاده هـا و سـوء اسـتفاده هـای ممکـن، مزایـا و مشکلات مربوط به رسانه ها، می تواند به شهروندان در تعیین تاثیر پیام های رسانه ای یاری رساند. با توجه بـه اینکـه در دنیای امروز رسانه ها یکی از اجزای اصلی جوامع بشری هستند، آموزش سواد رسانه ای یکی از ملزومـات اساسـی بـرای شهروندان محسوب می گردد.
هدف اصلی از آموزش سواد رسانه ای کسب مهارت در مدیریت اطلاعات، شناخت تاثیرات ممکن در استفاده از رسانه ها، و افزایش پتانسیل جهت انجام گفتمان دموکراتیک در جامعه جهانی است. چراکه شهروندان برخوردار از سواد رسانه ای، در برابر حجوم اطلاعات رسانه ای، آسیب پذیری کمتری دارند زیرا پیام هایی را که به منظور تاثیرگذاری بر آنها طراحی و ارسال شده ـ در سطوح مختلف ـ مورد شناسـایی قـرار مـی دهنـد و قـادر خواهند بود خود مختاری بیشتری در مواجهه با پیام های رسانه ای داشته باشند.
از جمله اهداف آموزش سواد رسانه ای کمک به شهروندان عصر جهانی در جهت:
1- افزایش شناخت شهروندان از پیام های رسانه ای که دریافت می کنند .
2- تشویق شهروندان به گزیده تر عمل کردن در انتخاب رسانه ها .
3- یاری رساندن به شهروندان در جهت آگاه تر شدن نسبت به واکنش های رسانه ایشان .
4- کمک به شهروندان در جهت رمزگشایی محیط رسان های پیرامون خود.
5- افزایش توان داوری و قضاوت شهروندان به منظور شناسایی مزایا و معایب یک پیام .
6- تقویت دیدگاه انتقادی شهروندان نسبت به رسانه ها به منظور پربارتر کردن محیط زندگی .
که پیامدهای چنین آموزشی می تواند کمک به شهروندان در پاس داشت حقیقت، استقلال عمل فـردی، تقویت رشـد شخصیتی فرد، برقراری ارتباطی تعاملی، دو سویه و توام با لذت با رسانه ها باشد.
بهمن علی بخشی
کارشناس ارشد روابط عمومی
pr.bakhshi.b@gmail.com
منابع:
* تاجریان، علیرضا . مدیریت رسانه و سازمان های خلاق ص 123
* صدیق بنای، هلن(1385). «زندگی ما در گرو رسانه» همشهری آن لاین. hamshahrionline.ir
* شکرخواه، یونس (۱۳۸۸). تفاوت سواد رسانه ای
* نصیری، بهاره (1384). فصلنامه مطالعات رسانه ای. پاییز 1391، سال هفتم - شماره 18
* مک لوهان، مارشال (1964). برای درک رسانه ها. ماهنامه علمی تخصصی صدای جمهوری اسلامی ایران.
سال هشتم. شماره 50
* مایرز، چت (1386)آموزش تفکر انتقادی، ترجمه خدایار ابیلی، انتشارات سمت.
* فصل نامه رسانه. سال بیست و پنجم- شماره2
Buckingham, D.(2003),Media Education: Literacy, Learning and Contemporary Culture.
Cambridge: Polity Press.
Hour "Journal of Rogow, Faith. (2009) "Teaching Media Literacy in Less Than an 74-Media Literacy Education, 72
Schneider, Barbara (2013), Reporting Homelessness; Practice,product,profession. Journalism Practice. Routledge. Vol. 7 No.1. Feb.
Interpretative History of Emery, Edwin (1962), The Press and America ( AnHall.–Journalism) Second Edition. N.J. Prentice
Kayser, Jacques (1955), Mort D'UNE LIBERTE: Techniques et Politique de L'Information. Paris.Librairie Plon .





گنجینه تخت سلیمان - نان و کوچه
باغ های مشهور و تاریخی شیراز 1
باغ های مشهور و تاریخی شیراز 2
جاذبه های دیدنی و گردشگری جهرم فارس
بسم الله الرحمن الرحیم
کلمه رمز بین شهید و همسرش؛ یادت باشد...
3 سال زندگی عاشقانه ی؛ دختر دائی با پسر عمه پاسدارش در قزوین.
فرزانه سیاهکالی مرادی در سن 19 سالگی با یکی از دو قُل عمه، حمید سیاهکالی مرادی 23 ساله عقد می کنند؛ عقدی ذهنی که در کودکی، بزرگترها برایشان رقم زده بودند؛ اما در محیطی کاملاً مذهبی، و بی هیچ ارتباط؛ حال در پائیز 91 محقق می شود.
فرزانه از 7 سالگی و با تشویق یکی از خادمین حرم امام رضا(ع)؛ عاشق چادر و مقنعه می شود و حال حافظ قرآن و دانشجوی دکتراست.
مادر حمید، معلم قرآن است و حمید؛ همکار پدر فرزانه است.
فرزانه و حمید هر دو رزمی کار و ورزشکارند و متعهد به عروة الوثقی و اوامر ولی امر مسلمین.
زندگیشان را بی پیرایه و ساده شروع می کنند و ادامه می دهند، خلاصه بگویم؛ بی گناه و امام زمان پسند و به مشهد می روند، به پابوس برادری که خواهرش در قم؛ سبب ساز این ازدواج بوده!
حمید از چیزهائی که خداوند روزیش کرده؛ با همراهی مثال زدنی همسرش، انفاق می کند. در پائیز 89 به کربلا می رود، در پائیز 91 عقد می کند، در پائیز 92 مصادف با عید غدیر؛ ازدواج می کند و در پائیز 94 در جوار حرم عمه سادات، بانو زینب(س)؛ پر می کشد.
فرزانه 22 ساله و حمید؛ ریزبین، مهربان در کلام و عمل، دقیق در بیت المال و حریص در محبت؛ در زندگیی به رنگ، صبغة الله؛ تو را به یاد خدا می اندازند، با الفت مستمر در گلزار شهدا؛ تو را به یاد کوچ می اندازند و معلمت می شوند که چطور در مصیر، سیر کنی.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
نکات خاکستری داستان:
1- با آنکه هر دو بزرگوار اهل قرآن، نماز اول وقت و آشنا به معارف اسلامی هستند؛ اما مهریه بالای همسر شهید، با معارف دینی نبوی مغایرت دارد.(مهریه باید، در وسع و توان مرد باشد؛ عندالمطالبه و مرد هدیه را پیش از عقد بپردازد)
2- سیستم عامل وجودی مردان تک کاربره است؛ یعنی وقتی با دل و جان مشغول کاری می شوند، از دیگر امور غافلند(کشیدن تیر از پای امیرالمومنین(ع) حین نماز)؛ بانوان همزمان چند کار را با هم انجام می دهند و همه را هم به نحو احسن انجام می دهند، اما مردها اگر واقعاً دل به کاری بدهند؛ غذا خوردن هم یادشان می رود! کار؛ کار احسن الخالقین است. در قضاوتهایمان، مراقب باشیم.
3- اینکه جوانان و بخصوص ذهنیت بانوان این شده است که؛ وظیفه اصلی آنها تحصیل و سپس اشتغال در جامعه است، از دردهای جانکاه ایران ماست؛ هر چند، در این داستان؛ اراده خانواده بر این تفکر غربی می چربد.
4- نشان کردن دختر و پسر در کودکی نیز از معضلات فرهنگ ماست، که ذهن این دو طفل معصوم را درگیر می کند و اگر وصلت رخ دهد و نتیجه خوب نباشد، واویلاست و اگر این رویا محقق نشود؛ نفری که دل بسته، تا مدتها بر فناست.

مهریه، باید قابل پرداخت باشد و داماد باید توان پرداخت آن را داشته باشد.
مهریه اى که در زمان ما مرسوم است، اصلاً مهریه نیست؛ یک نوع ضمانت است که داماد دختر را طلاق ندهد؛ یعنى عاقبت اندیشى جهت بعد از طلاق یا جلوگیرى از طلاق است یا عاملی برای تفاخر و نشانه به روز بودن، شده است.
حین و بعد از جنگ جهانی دوم(بخوانید: جنگ دوم غرب وحشی)، وقتی که غرب با کمبود نیروی کار مواجه شد به منظور سود بیشتر از کارگرانی ارزان تر، زنان را از کارِ خانه به کارخانه برد. به همین منظور با تبلیغات فراوان موفق شد تمایل زنان را از کار در منزل، به کار بیرون از منزل جلب کند و به بهانه ی استقلال اقتصادی و دریافت دستمزد، بیش ترین لطمه را به خانواده زد.
روح اسلام از رابطه زن و مرد در جامعه بیزار است و هرگز محیطهای مختلط را تجویز نمی کند؛ زیرا اختلاط زن و مرد باعث بروز فساد می شود. لذا تا آنجا که ممکن است باید کار زنها در منزل و کار مردان در خارج منزل باشد.
حضرت علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیهاسلام از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم خواستند کارهای روزانهی آنها را تقسیم کند.
رسول خدا فرمود:« کارهای داخل منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی باشد.»
فاطمه علیهاسلام میفرماید: کسی نمیداند(یعنی: فقط خدا می داند) من چقدر خوشحال شدم از اینکه رسول خدا مرا از معاشرت با مردان بازداشت.
1. هرگاه زنی برای مرتب کردن خانه چیزی را از جایی به جای دیگر ببرد خداوند به او نظر رحمت می کند. پیامبر اکرم(ص)
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: خشم و غضب الهی بسیار شدید است بر زنی که (از راه نامشروع) فرزندی را برای قومی به دنیا آورد که محارم آنان را ببیند و در اموالشان شریک شود (هم فرزند، ولد حرام است و هم اطلاع او بر محارم و شرکت در اموال آنان حرام است).
پیامبر خداصلی الله علیه وآله: من دشمن دارم زنی را که از خانهاش دامنکشان برای شکایت از شوهرش بیرون رود.
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: هر زنی، خود را معطر نموده و بیرون رود و از میان گروهی عبور کند تا بوی خوش او را دریابند، آن زن، زناکار است و (بلکه) هر دیده (ناروایی) زناکار است.
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: هر زنی، بدون اجازه شوهر از خانهاش بیرون رود، مورد خشم خدای تعالی است تا زمانی که به خانه بازگردد و یا شوهرش از او راضی شود.
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: هر زنی، بدون دلیل از شوهرش درخواست طلاق نماید، بوی بهشت بر او حرام است.
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: هر زنی، لباسش را در غیر خانه خود در آورد، خداوند عزّوجلّ پوشش خود را از او برمیدارد.
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: هر زنی، لباسش را در غیر خانه شوهرش بگذارد، هر آینه پرده ما بین خود و خداوند عزّوجلّ را دریده است.
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: اگر زنان باردار، فرزنددار و شیرده که با فرزندان خویش مهربانند با شوهرانشان بدرفتاری نمیکردند، نمازگزاران آنها به بهشت میرفتند.
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: خداوند، زنان مماطلهگر را لعنت کند ؛ زنانی که هر گاه شوهرش او را به بستر بخواند بگوید: «کمی بعد» تا این که خواب بر چشمان شوهر غلبه کند (به خواب رود).
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: زن حق ندارد چیزی از دارایی خویش را بدون اجازه شوهرش ببخشد (یا دور بریزد).
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: حکایت زنی که خود را برای دیگران زینت کند، مانند ظلمتی است که روز قیامت نور ندارد.
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: وای! بر زنان از دو چیز رنگین: طلا و جامه زیبا.(فخر فروشی و تبرج زنان برای غیر همسر)


کشته عشق:
قال الله تبارک و تعالی: «مَن طَلَبَنی وَجَدَنی، مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقَتَهُ قَتَلتَهُ وَ مَن قَتَلتَهُ فَعَلی دِیَتَهُ وَ مَن عَلی دِیَتَهُ فَاِنّا دِیَتُهُ.»
(خداوند فرمود): هر کس مرا طلب کند، مرا می یابد و هر که مرا بیابد، مرا می شناسد و هر که مرا بشناسد، مرا دوست دارد و هر کسی مرا دوست بدارد، عاشقم می شود و هر که عاشقم بشود، عاشقش می شوم و آن کس که به او عشق ورزیدم، کشته ام می شود(او را می کشم) و آن کس که کشته ام شود، خون بهایش بر من واجب است و آن کس که خون بهایش بر من واجب است،
پس من خودم؛ دیه و خون بهایش هستم.

به نام دوست، که هر چه هست از اوست
به خدا توکل می کنیم
امور را به او تفویض می کنیم
تسلیم مشیت او می شویم
و در نهایت به مقام رضا می رسیم.
اگه خوب و با رنگ خدائی زندگی کنیم
بال درمیاریم برای رسیدن به محبوب؛ مثل شاپرک
لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا ها=مونث و اشارش به بانوان هست
أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
مگه بی ذکر و یاد خدای مهربون، دل آروم میگیره!
همین که قصد میکنی بری پیشش؛ باید به آرامش برسی، باید
چون او باحیاست، عفیفه، محجوبه و باخداست
یعنی محل تجلی صفات جمال، جلال و رحمت خداست.

برای اینکه دو نفر بتونن هم مسیر بشن؛
سه تا چیز، خیلی خیلی واجبه:

اعتماد، احترام و محبت

وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً
محبت عملی: مودت ابراز محبت کلامی: رحمت
اگه خدا جون رو درست و خوب بشناسیم، خوب زندگی می کنیم
اگه رنگ خدائی بگیریم، بصیر می شیم و درست انتخاب می کنیم
اگه ملاک اصلی انتخابمون ایمان بود
دو تا شاپرک، با هم هماهنگ و جفت میشن
اونوقت سنجاقک؛
پروازی دلچسب و هماهنگ توی مصیر و سیر الی الله خواهد داشت
با تمام سختی های ظاهری مسیرش.
